اسباب بازی کودک- وسایل کمک آموزشی

اسباب بازی لگو -اسباب بازی نوزاد- اسباب بازی تفنگ-اسباب بازی ایرانی وخارجی -بادکنک ارایی – تجهیزات و لوازم کمک آموزشی و پژوهشی -عروسک -اسباب بازی نوزاد -اسباب بازیهای فکری

اسباب بازی کودک- وسایل کمک آموزشی

اسباب بازی لگو -اسباب بازی نوزاد- اسباب بازی تفنگ-اسباب بازی ایرانی وخارجی -بادکنک ارایی – تجهیزات و لوازم کمک آموزشی و پژوهشی -عروسک -اسباب بازی نوزاد -اسباب بازیهای فکری

  • ۰
  • ۰

مقاله gl/l (1196)

ا6

شیوه ى حفظ آیات همانند………………………………………………………..8

تاریخچه حفظ قرآن………………………………………………………………….10

جایگاه حفظ قرآن……………………………………………………………………12

نظر قاریان معروف جهان در مورد حفظ قرآن کریم…………………………..17

عوامل موثر در حفظ قرآن کریم…………………………………………………..18

نمونه ای از فعالیتهای حفظ قرآن در کشورپاکستان………………………..21

منابع……………………………………………………………………………………22

آثار حفظ قرآن

حفظ قرآن مانند تلاوت آن آثاری ارزنده دارد.برخى از آثار به خاطر سپردن آیات عبارت است از:

– ١ پاداش اخروی

چنان که در بحث ارزش حفظ قرآن گذشت , حافظان در بهشت جایگاهى والا دارند و پاداش آنان دو چندان خواهد بود.

– ۲ هدایت انسان

تلاوت و انس با قرآن از سفارش هاى مکرر معصومان (ع ) است وحفظ قرآن به طور طبیعى به انس بـا آیـات الهى مى انجامد, زیرا حافظ قرآن باید براى تثبیت محفوظات قرآنى اش دست کم روزى چـنـد بار به قرائت قرآن بپردازد.معصومان (ع ) حافظان قرآن را به تکرار آیات الهى فراخوانده , یاد آور شده اند همان گونه که شتر بسته شده در یک نقطه – چنانچه مورد دیدار پیاپى صاحبش واقع نـشـود_جایگاهش راترک مى کند, محفوظات حافظ قرآن نیز- اگر پیوسته مورد مراجعه وتکرار قـرار نـگـیـرد- از خـاطـر زدوده مى شود. بنابراین ,حافظ ناگزیربا قرآن انس مى گیرد و زمـینه ى هدایت وسعادتش فراهم مىآید.حضرت على (ع ) مى فرماید: هیچ کس با قرآن هم نشین نـمـى شـود مـگـرایـن کـه از کـنـار آن بـا افزایش یا کاهش بر مى خیزد: افزایش هدایت یاکاهش گمراهى .نفوذ قرآن در جان ها و پدیدآوردن تحول در شخصیت افراد نیزاز آثار سازنده ى تلاوت و حفظ قرآن اسـت .بـسیارى از مردم با تلاوت یا شنیدن آهنگ دلنشین قرآن مسیر زندگى خود را تغییر داده , سمت سعادت و کمال رهنمون شدند. 

 ٣ – آرامش روحى

یـاد خـدا تـاثـیـر بـسـزایـى در روان آدمـى دارد و دل ها در پرتو آن آرام مى گیرد.خداوند متعال مى فرماید: الا بذکر اللّه تطمئن القلوب . یعنی: آگاه باش , دل ها با یاد خدا آرام مى گیرد.یکى از نام هاى قرآن ذکر است .تلاوت و حفظ قرآن نوعى ذکرخداوند است که انسان در پرتو آن از هجوم بسیارى از فشارهاى روانى و اضطرابات درونى مصون مى ماند.درستى این سخن در عمل نیز بـه اثبات رسیده است .قاریان و حافظان قرآن , به ویژه آنان که درسحرگاهان با قرآن انس دارند, هـمـگـى اعـتـراف دارند ارتباط با قرآن درپیشگیرى از نگرانى و هجوم فشارهاى روانى بهترین و مـؤثـرتـریـن عـامـل بـه شـمـار مى آید.این اثر در پرتو نشاط بخش بودن قرآن پدید مى آید.پیامبر اسـلام (ص ) مـى فـرماید: مثل قرآن مثل کیسه ى سر بسته ى پر ازمشک است .اگر آن را باز کنى , بوى مشک فضا را معطر مى سازد و اگربه حال خود رها سازى , سود نمى بخشد.قرآن نیز, چنانچه به تلاوتش روى آورى , فضا را از عطر خود آکنده مى سازد و روان را نشاط مى بخشد, و اگر تلاوت نکنى , در سینه ات پنهان مى ماند. 

– ٤ نجات از تنهایى

کـتـاب بـهـتـرین هم نشین تنهایى است و قرآن زیباترین , عمیق ترین و با نفوذترین کتاب شمرده مـى شود.امام سجاد(ع ) مى فرماید: اگرهمه ى مردم روى زمین از دنیا بروند, تا وقتى قرآن با من است , از هیچ چیز وحشت ندارم . 

– ٥ فهم بهتر قرآن

مـهـم تـریـن و عمده ترین اثر حفظ قرآن درک بهتر آن است .حافظ به سبب تسلط بر همه ى آیات , ارتباط آن ها را نیک در مى یابد و در پرتوآن درکى بهترو درست تر از قرآن به دست مى آورد.هر آیه از قرآن , ضمن داشتن معناى ظاهرى , بطن هاى متعدددارد که در اثر شناخت بیش تر روابط آن بـاسـایـر آیـات قـرآن بـه عـنـوان جـزئى از یـک کـل آشکار مى شود.هرچه انس انسان با آیات مـخـتـلـف قرآن بیش تر باشد, در تفسیر قرآن بهتر و دقیق تر گام برمى دارد, براى مثال کسى که مى خواهد درباره ى دعا در قرآن تحقیق و جست و جوکند, در نخستین مرحله به کشف الایات و معجم هاى قرآنى پناه مى برد.این کتاب ها اطلاعاتى درباره ى ماده ى دعا و مشتقات ومترادفات آن در دسـتـرس مـحقق مى گذارد, ولى هرگز به آیاتى که بدون به کارگیرى مشتقات ومترادفات دعـا مـعـارفـی پـیرامون آن مطرح مى کند, نمى پردازد.دراین موارد, به خاطر داشتن قرآن بسیار سـودمـنـداسـت .حـافظ مى تواند همه ى آیاتى که در لفظ و معنا با موضوع موردنظر ارتباط دارد, گـردآورد و کـارى فراتر از کشف الایات انجام دهد.بنابراین , آنچه در حفظ قرآن مهم است درک ارتباط آیات و سوره هابایکدیگر است نه به خاطر سپردن کلیات .هرچه حافظ قرآن بر آیات و ارتباط و بـازیـابى آن ها مسلطتر باشد, بهتر مى تواند نظر قرآن درباره ى یک موضوع رابه دست آورد.پس مـفـسـران حـافـظ قـرآن , بـهـتـرو دقیق تر مى توانند قرآن را تفسیر کنند و تفسیرشان از تفسیر مفسران غیر حافظ جامع تر و دقیق تر است .

– ٦ تقویت حافظه

یکى از امتیازهاى قرآن مجید آن است که تلاوت و به خاطرسپردنش سبب تقویت حافظه مى شود.در روایـات چنان مى خوانیم که قرائت قرآن به افزایش حافظه مى نجامد. 

از آن جا که حفظ ایـن کـتاب آسمانى به تکرار پیوسته ى آن وابسته است , مى توان گفت حفظ قرآن مجید حافظه را فزونى مى بخشد.

فلسفه ى حفظ قرآن

در آغـاز بـعـثـت پیامبر(ص ) براى حفظ قرآن از تحریف و نابودى ,راهى جز به خاطر سپردن آیات الاهى وجود نداشت , ولى اکنون – که چاپ ونشر به پیشرفتى باور نکردنى دست یافته – چرا از حفظ قرآن سخن مى گوییم ؟ در پـاسـخ به این پرسش باید گفت : کلام الهى تنها براى جلوگیرى از تحریف و نابودى به خاطر سـپـرده نمى شد تا با پیشرفت صنعت چاپ حفظ بیهوده جلوه کند.این امر انگیزه هاى گوناگون داردکه برخى ازآن ها عبارت است از:

– ١جلوگیرى از تحریف

چنان که گفته شد, در صدر اسلام آیات قرآن به صورت پراکنده وبر پوست و استخوان هاى شانه و دنـده هـاى جـانوران , چوب هاى درخت خرما, سنگ هاى سفید, کاغذ و پارچه ثبت مى شد, واحـتـمـال نـابودى یا تحریف کلام الهى همواره وجود داشت .در این موقعیت , پیامبراسلام (ص ) مسلمانان را به حفظ قرآن سفارش کرد وحتى گروهى را برگزید تا بدین کار پردازند. 

– ۲ عمل به قرآن

یـکـى از اهـداف حـفظ آیات قرآن , عمل به مضامین آن است .وقتى انسان کلام وحى را به خاطر مـى سـپـارد, نـاخود آگاه جانش تاثیرمى پذیرد و او را در مسیر عمل به دستورهاى خداوند پیش مـى برد.پاداش بسیار حافظان قرآن – که در برخى از روایات به چشم مى خورد- بدین جهت است .آنـان پـیـوسـتـه آیـات الاهـى راتـکرارمى کنند و گوشت و پوست خود را با آن مى آمیزند.در این موقعیت ,احتمال این که خداوند آن ها را سمت کمال و سعادت رهنمون نشود,بعید مى نماید.عـمـل بـه آیات الهى , از دیرباز مورد توجه حافظان و قاریان بوده است .چنان که صحابه یى مانند عـثمان و ابى و عبداللّه بن مسعودگفته اند: چون ده آیه از رسول خدا(ص ) مى آموختیم تا آن ها را بـه طـورکـامـل به خاطر نمى سپردیم و عمل نمى کردیم , به فراگیرى آیات دیگرنمى پرداختیم .

– ٣ بهره مندى از عبادت

در آیـیـن اسـلام , بـه خاطر سپردن آیات قرآن عبادتى مهم به شمارمى رود و پاداش دارد.بیش تر روایـاتـى که درباره ى ارزش و اهمیت حفظ قرآن ذکر شده است , نگاه ابزارى ندارد و حفظ را تنها بـراى جـلوگیرى از تحریف عبادت نمى شمارد.در نگاه معصومان (ع ) نفس به خاطر سپردن آیات الاهى عبادت است و پاداش دارد.امام صادق (ع ) مى فرماید: [اللهم فحبب الینا حسن تلاوته و حفظ آیاته .]

خداوندا, تلاوت قرآن و حفظ آیاتش را براى ما دوست داشتنى فرما.ایـن دعـا نشان مى دهد که نفس تلاوت قرآن و حفظ آن محبوب حضرت است , و امام ششم (ع ) به خاطر سپردن آیات الاهى را, بى توجه به مسئله ى تحریف , از حضرت احدیت درخواست مى کند.مـرحوم طبرسى در کتاب مکارم الاخلاق بابى با عنوان [صلاه حفظ القرآن ] دارد که نشان مى دهد حفظ قرآن ذاتا ارزش منداست و از عبادات شمرده مى شود.

حفظ قرآن و جهاد

حـفـظ قـرآن آثـار دنیوى و اخروى بسیار دارد و عبادت شمرده مى شود.بى تردید این آثار در پرتو عـمل به قرآن و احکام الهى نهفته در آن تحقق مى یابد.در بسیارى ازکشورهاى اسلامى , به ویژه آن هـا کـه زیر سلطه ى فرهنگ شرق و غرب به سر مى برند, شمار حافظان قرآن بسیار است .کتاب الهـى در این سرزمین ها کتابى تشریفاتى شده , تنهابه قرائت نیک ,پخش رادیو- تلویزیونى و حفظ آن اهـمیت مى دهند.در برخى از این کشورها مدارسى با عنوان [مدارس تحفیظ القرآن ] به صورت گـسـتـرده دیـده مى شود, در حالى که ارزش هاى آن ها از غرب یاشرق گرفته شده است .محمد عبده در تفسیرالمنار آورده : یکى ازقوانین بعضى از کشورهاى اسلامى این است که حافظان قرآن از جنگ و جهاد و بخشش اموال در راه خدا معافند.چنین قوانینى با سیره ى حافظان صدر اسلام سازگارنیست آن هامجاهد بودند و آیات الهى رادر زندگى به کار مى بستند, موارد زیر بردرستى این سخن گواهى مى دهد

انواع حفظ قرآن

حفظ قرآن به دو شکل ممکن است

1. حفظ ترتیبى

2. حفظ موضوعى

حـفـظ ترتیبى یعنى حفظ آیات از ابتداى قرآن تا پایان آن .

حفظ موضوعى به معناى حفظ آیات دسـتـه بـنـدى شـده در مـوضـوع هـاى مـتـفـاوت است .کسانى که از حافظه ى متوسط و وقت بـیـش تـربرخوردارند, شایسته است در مسیر حفظ ترتیبى گام بردارند.براى آنان که از حافظه ى مـتـوسـط یـا فرصت کافى بى بهره اند, حفظموضوعى یا حفظ بعضى از سورهاى کوچک و داراى فضیلت سودمندتر است .کسانى که به هیچ وجه توان حفظ آیات قرآن راندارند, باید بسیار سجده به جـاى آورنـد.یـکـى از یـاران پـیـامـبراسلام (ص ) نزد حضرت آمد و گفت : قرآن از ذهنم رمیده ونگهدارى اش برایم دشوار شده است .حضرت فرمود: لا تحمل علیک ما لا تطیق و علیک بالسجود.کارى که توان انجامش را ندارى , انجام مده , و بر تو بادسجده کردن .مراحل حفظ قرآن حفظ قرآن مراحلى دارد.که رعایت آن ها بسیار سودمند است

این مراحل عبارت است از:

– 1 نقطه ى شروع

حـفـظ جـزء اول قرآن از حفظ جزء دوم مشکل تر است , و حفظ جزء دوم از جزء سوم دشوارتر.

بدین سبب , یکى ازدانشمندان مى گوید: هرکه پنج جزء قرآن را حفظ کند, باید به حفظ کل قرآن امیدوار باشد.حـفـظ قـرآن در آغاز کار دشوارتر است و هر چه پیش تر رویم ,دشوارى ها کم تر مى شود.از این رو, شـایـسـته است براى جلوگیرى ازدلسردى حفظ رااز آسان ترین مکان آغاز کنیم .موارد زیر براى شروع حفظ مناسب ترین آیات شمرده مى شود: الف ) فهرست سوره هاى قرآن ب ) جزء سى ام ج ) داستان هاى قرآن در بسیارى از کشورها, جزء سى ام قرآن – که سوره هایش کوچک و یادگیرى اش تا اندازه یى آسان تر است – با عنوان عم جزء جداگانه چاپ مى شود و متن درسى قرار مى گیرد.

– 2 کیفیت حفظ

نـخـست باید سوره یا جزءمورد نظر را تقسیم بندى کردو سپس به حفظ آن پرداخت .با این روش , حجم آیات سوره یا جزء کم تر و کارحافظ آسان تر مى نماید پس از تقسیم بندى سوره یا جزء, نوبت به حفظ مى رسد.براى حفظ دو راه وجود دارد: الف ) حفظ آیات بر اساس صفحه ب ) حفظ آیات بر اساس شماره در راه اول , به طور متوسط سهمیه ى هر روز یک صفحه است .اگر کسى این شیوه را انتخاب کرد, بـایـد تا آخر قرآن بدان پاى بند ماندو بر اساس صفحه پیش رود.در شیوه ى دوم , مناسب ترین راه این است که آیات پنج تا پنج تا به خاطر سپرده شود, زیرا کسى که شماره هاى 1 و 5 و 10 و…را حفظ کـنـد, شـماره هاى بین آن ها را ناخودآگاه به خاطر مى سپارد و براى این کار به تمرکز شدید فکر نـیـاز نـدارد.بـاایـن روش , خـوانـدن قرآن از آخر به اول نیز دشوارنیست و با اندکى تمرین امکان پذیراست .بـایـد تـنـها پس از به خاطر سپردن دقیق یک آیه سراغ آیه ى دیگررفت , وقتى آیه ى دوم به خاطر سـپـرده شـد, باید دو آیه با هم تکرارشود و پس از اطمینان کامل , حفظ آیه ى سوم آغاز گردد.

بر ایـن اسـاس , وقـتـى پـنـج آیه به خاطر سپرده شد, باید آن قدر به تکرار شان ادامه داد که در ذهن اسـتقرار یابد.

پس از این مرحله , باید آیات پنج گانه هر روز دست کم پنج بار با فاصله تکرار شود تا در ذهن اثر عمیق نهد.

یک روان شناس مى گوید: به خاطر داشته باش که نیمى از آنچه امروز مى خوانى پس ازنیم ساعت فراموش خواهى کرد, و 23 آن را پـس از 9 سـاعـت و 34 آن رادر مـدت 6 روز و 45 آن را نـیـز در عـرض یـک مـاه از یـاد خواهى برد.بنابر این , راه تثبیت آیات در ذهن تکرار روزانه ى آن ها درفاصله هاى مختلف و منظم است در روز بـعد, باید ابتدا پنج آیه ى روز پیش را چندین بار از حفظ خواند و سپس به حفظ پنج آیه ى بعدروى آورد.به کارگیرى دقیق این شیوه , حفظ قرآن کریم را آسان مى سازد.در پـایـان ایـن بخش , باید یاد آور شد که براى حفظ آیه ى طولانى مى توان آن را به دو یا سه بخش تقسیم کرد و در مدت دو یا سه روز به خاطر سپرد.

[کمیت یا کیفیت ]

آنچه به حفظ قرآن کمک مى کند و محفوظات قرآنى را متقن ومستحکم مى سازد, کیفیت است نه کـمـیـت .خوب به خاطر سپردن ,بیش از حجم محفوظات اهمیت دارد.پس باید به تکرار – حتى اگر به طولانى شدن بسیار زمان حفظ قرآن بینجامد – ارج نهاد, زیرا تکرارپیوسته ى محفوظات بر دوام و استحکام آن ها مى افزاید.

– 3 تثبیت محفوظات

نـگهدارى هر پدیده یى از ایجاد آن دشوارتر است .این قانون در[حفظ قرآن ] نیز جارى است .پس از مـرحـلـه ى دشـوار حـفظ, باید دراندیشه ى مرحله ى دشوارتر تثبیت محفوظات بود.تثبیت آیات درذهن به چند شکل زیر انجام مى پذیرد: 1- تکرار 2- گوش سپردن به نوارهاى قرآنى 3- نوشتن آیات در این میان , نیرومندترین و مؤثرترین ابزار تکرار است که در بحث آینده از آن , سخن گفته خواهد شد.شیوه ى تکرار تکرار خود به شکل هاى گوناگونى نیز تحقق مى یابد, براى مثال مى توان به سه شیوه ى زیر اشاره کرد:

– 1 قرائت در نماز

قـرائت قـرآن در نمازهاى واجب و مستحب , نوعى تکرار شمرده مى شود.در نماز واجب باید بعد از سـوره ى حـمـد یـک سـوره ى کـامل قرائت شود, ولى در نماز مستحبى بعد از حمد هر مقدار آیه خوانده شود, کافى است و نماز صحیح است .بااجراى این روش , مى توان به تکرار محفوظات قرآنى پرداخت و آن هارا در ذهن متقن و مستحکم ساخت .

– 2 تکرار انفرادى

حافظ قرآن باید روزانه بخشى از وقت خویش رابه تکرارمحفوظات اختصاص دهد.هرکس با توجه بـه حـافظه و موقعیت خویش مى تواند زمان مورد نیاز براى تکرار خود را در یابد, ولى تجربه نشان مى دهد که باید هر 10 روز یا حداکثر 30 روز به تدریج همه ى محفوظات قرآنى تکرار شود.از آن جا که قرائت هر جزء به طورمتوسط نیم ساعت وقت مى خواهد, مى توان جدول زیر را, به عنوان روش مطمئن استقرار محفوظات در ذهن , به عاشقان قرآن ارائه داد: نوع حافظزمان لازم براى تکرار در روز کل قرآن یک ساعت و نیم 20 جزء یک ساعت 10 جزء نیم ساعت 5 جزء یک ربع نـاگـفـته نماند, مهم تلاوت قرآن است نه مرور آن در ذهن .

افزون براین , باید زمان تکرار در تمام روز تـقـسـیـم شود, براى مثال بهتر است حافظ کل قرآن زمان یک ساعت و نیم تکرار را به 3 نیم سـاعـت تـقـسـیـم کند: نیم ساعت صبح , نیم ساعت ظهر و نیم ساعت پیش از خواب شبانه .

البته مطلوب آن است که حافظ به زمان هاى یاد شده بسنده نکند و از هر فرصتى براى تکرار و استحکام محفوظاتش بهره گیرد.خداوند مى فرماید: [فاقرؤا ما تیسر من القرآن .] هر قدر ممکن است قرآن تلاوت کنید.در پـایـان ایـن بخش , ذکر روش استاد طبلاوى در تکرار آیات , به عنوان یک الگو, سودمند به نظر مـى رسـد.او روز جـمعه تکرار رامى آغازد و سوره هاى بقره , آل عمران و نساء را به پایان مى رساند.روزیـکشنبه از ابتداى سوره ى یونس تا آخر نحل مى خواند و بر اساس تقسیم بندى خویش , تا پایان هفته یک بار قرآن راختم مى کند.

اومى گوید: اختصاص داده ام و آن را به سرعتى بیش من براى مرور قرآن هر روز دو ساعت و نیم وقت از ترتیل تلاوت مى کنم , چرا که تلاوت با تجوید زمان بیش ترى مى طلبد.سهم هر روز من این است که در هرنیم ساعت یک جزء بخوانم و این دو ساعت ونیم را به این طریق در روز تقسیم کرده ام که صـبح یک ساعت یعنى دو جزء, عصر یک ساعت یعنى دو جزء و هنگام خوابیدن نیز نیم ساعت یعنى یک جزء که روى هم رفته پنج جزء را قرائت مى کنم .

– 3 عرضه بر دیگران

یـکـى از راه هاى تکرار محفوظات قرآنى , عرضه بر دیگران است .حافظ قرآن هنگام عرضه به نقاط ابـهـام و ضـعـف خـود پـى مـى برد ومحفوظاتش متقن ومستحکم مى گردد.پیامبر اسلام (ص ) کـه فـصـیـح تـریـن مـردم اسـت و قـرآن را از جـبـرئیل دریافت مى کرد – در ماه رمضان هر سال محفوظاتش رابر جبرئیل عرضه مى داشت .صحابه نیز محفوظات خویش را بر پیامبر عرضه مى کردند تا بردرستى اندوخته هاى قرآنى شان مهر تایید زنند و اطمینان یابند.حافظ قرآن مى تواند با شرکت در محافل حفظ یا گزینش دوست به تکرار آیات بپردازد یا دست کم محفوظات خود را بر یکى از بستگان و آشنایانش عرضه کند.

شیوه ى حفظ آیات همانند

در حـفظ قرآن , به ویژه دراثناى آن , با مسئله یى به نام حفظ [آیات همانند] روبه رو مى شویم .براى حـفـظ ایـن آیـات , باید آن ها را چندبرابر آیات دیگر تکرار کرد تا از دوام بیش ترى برخوردار شوند, آیات همانند به شکل هاى مختلف دیده مى شوند.گاه دو یا چند آیه ,جز دریک یا دو حرف یا کلمه , باهم شبیه اند, مانند آیات 84 آل عمران و136 بقره : [قـل امنا باللّه و ما انزل علینا و ما انزل على ابرهیم و اسمعیل واسحق و یعقوب والاسباط و ما اوتى موسى و عیسى و النبیون من ربهم لانفرق بین احدمنهم و نحن له مسلمون .] [قـولوا امناباللّه و ما انزل الینا و ما انزل الى ابراهیم و اسمعیل واسحق و یعقوب والاسباط و ما اوتى موسى و عیسى و ما اوتى النبیون من ربهم لا نفرق بین احدمنهم و نحن له مسلمون .] ایـن دو آیـه در کـلمات :[قل و قولوا], [علینا و الینا] و [على ابراهیم و الى ابراهیم ] با یکدیگر تفاوت دارند.افزون براین , در آیه ى دوم واژه ى [و ما اوتى ] دوبار تکرار شده است .این همانندى به شکلى دیگر در سوره ى انشراح دیده مى شود: [فان مع العسر یسرا.] ان مع العسر یسرا.] این دو آیه تنها در فاى آغازین تفاوت دارند.گاه این شباهت تنها در پایان آیات است , مانند آیات 1 احزاب و30 دهر: [یا ایها النبى اتق اللّه و لا تطع الکافرین و المنافقین ان اللّه کان علیما حکیما.] [و ما تشاؤن الا ان یشاء اللّه ان اللّه کان علیما حکیما.] زمانى نیز این تشابه تنها در صدر آیات است , مانند آیات 10 و116 آل عمران : [ان الذین کفروا لن تغنى عنهم اموالهم و لا اءولادهم من اللّه شیئا و اولئک هم وقود النار.] [ان الـذیـن کـفـروا لـن تـغـنـى عـنـهـم امـوالـهـم و لا اءولادهـم مـن اللّه شـیـئاو اولئک اءصحاب النارهم فیهاخالدون ] گـاه دو آیه با یکدیگر همانند است , ولى کلمات متفاوت نیزدرآن ها به چشم مى خورد, مانند آیات 100 و 149 آل عمران : [یا ایها الذین آمنوا ان تطیعوا فریقا من الذین اوتوا الکتاب یردوکم بعد ایمانکم کافرین .] [یا ایها الذین آمنوا ان تطیعوا الذین کفروا یردوکم على اعقابکم فتنقلبوا خاسرین بـرخـى اوقـات تـنـها عبارت میانى دو آیه با یکدیگر شبیه است ودر صدر و پایان شان تفاوت دیده مى شود, مانند آیات اول صف وجمعه : [سبح للّه ما فى السموات و ما فى الارض و هو العزیز الحکیم .] [یسبح للّه ما فى السموات و ما فى الارض الملک القدوس العزیز الحکیم .] بـى تـردیـد شـکل هاى همانندى بسیار است و بررسى همه ى آن هاما رااز هدف اصلى باز مى دارد.آنـچـه بـدیـن مـجـمـوعه مرتبط است ,شیوه ى به خاطر سپردن آن هاست .دراین باره , روش هاى متعددى وجود دارد که عبارت است از:

– 1 تکرار

براى حفظ و استقرار آیات همانند, باید آن ها را چند برابرآیه هاى معمولى تکرار کرد.

– 2روش مقایسه

[مـقـایـسـه ] یعنى کنار هم قرار دادن آیات همانند و به حافظه سپردن دقیق موارد اختلاف آن ها, بـراى مـثـال وقـتـى آیـه هـاى 136 بقره و 84 آل عمران را کنار هم مى نهیم و دقت مى کنیم , در مـى یـابـیـم که آیه ى 136 بقره کلمه ى [قولوا] دارد و آیه ى 84 آل عمران [قل ] دراولى [الى ] و در دیـگرى [على ] دیده مى شود.افزون براین , در اولى [اوتى ] دوبار تکرار شده است .پس این دوآیه در سه مورد با یکدیگراختلاف دارند.وقتى آیات همانند را یک جا قرار دهیم و بایکدیگرمقایسه کنیم , در حافظه بهتر جاى مى گیرند و از دوام بیش ترى برخوردار مى شوند.

– 3 روش تناسب

یـکى از بهترین و سودمندترین راه هاى حفظ آیات همانند, روش [تناسب صدر و ذیل ] است که در فـن بدیع [تمکین ] خوانده مى شود.تمکین یعنى آن که ذیل آیه با صدر آن در معنا تناسب دارد,براى مثال درآیه 103 انعام مى خوانیم : لاتدرکه الابصار و هو یدرک الابصار و اللطیف الخبیر.] او[ خدا] را هیچ چشمى در نمى یابد و او بینندگان رامشاهده مى کند, و او نامرئى وآگاه است .بـى تـردیـد وقـتـى چـیـزى لطیف باشد چشم ها از دیدنش ناتوانند.بنابراین , کلمه ى [اللطیف ] با جـمـلـه ى [لاتدرکه الابصار] مناسبت دارد.افزون براین , هرکس از حقیقت اشیا آگاه باشد, خبیر خوانده مى شود.پس کلمه ى [الخبیر] با جمله ى [و هو یدرک الابصار] متناسب است .

در آیه ى16 نساء نیز مى خوانیم : [و الذان یاءتیانها منکم فاذوهما فان تابا و اصلحا فاعرضواعنهما ان اللّه کان توبا رحیما.] هـرکـس از مـسـلـمانان کردار ناشایست مرتکب شود چه زن چه مرد, آن ها را با سرزنش بیازارید.چنانچه توبه کردند, متعرض آنها نشوید, زیراخداوند توبه ى خلق رامى پذیرد و مهربان است .در صدر این آیه , جمله ى [فان تابا و اصلحا] و در پایان آن صفات [توابا] و[رحیما] ذکر شده است که با [تابا] و [اصلحا] تناسب دارد.البته گاه میان کلمات و عبارات صدر و ذیل آیه به ظاهر تناسبى مشاهده نمى شود, ولى با دقت و تامل بیش تر مى توان رگه هاى تناسب راشناسایى کرد.

– 4 روش قرداد

[قرداد] یعنى رمزى که حافظ قرآن براى به خاطر سپردن دقیق آیات همانند درست مى کند.البته ایـن رمز گاه معنا و مفهوم روشنى ندارد و تنهاحافظ را در تداعى الفاظ آیات یارى مى دهد, براى مثال در آیات 176 و 177 و 178 سوره ى آل عمران به ترتیب مى خوانیم : [ولایحزنک الذین …و لهم عذاب عظیم .] ان الذین اشترو…و لهم عذاب الیم .] و لایحسبن الذین …و لهم عذاب مهین .] بـراى حـفظ آخر این آیات – که با یکدیگر همانند است – قرارداد[عام ] سودمند مى نماید.سه حرف [ع ], [الف ] و [م ] به ترتیب حروف آغازین کلمات [عظیم ], [الیم ] و [مهین ] است و نشان مى دهد که ایـن کـلـمـات بـه تـرتیب [عظیم , الیم و مهین ] دراین سه آیه آمده است .در آیه ى154 آل عمران مى خوانیم : ثم انزل علیکم …و لیبتلى اللّه ما فى صدورکم و لیمحص ما فى قلوبکم …] درایـن آیـه , کـلمه هاى [صدورکم ] و [قلوبکم ] به طور معمول اشتباه مى شود.در این جا, مى توان مـقـدم بـودن حـرف [ص ] بـر [ق ] درحـروف الفبا را رمز قرار داد و در زمان تردید با توجه به این رمزدریافت که [صدورکم ] پیش از [قلوبکم ] قرار دارد.این قراردادهابیش ترشخصى و مبهم است , ولى رمزهاى غیرمبهم و قابل استفاده براى همگان نیز وجود دارد که چند نمونه از آن عبارت است از: 1 – در قرآن همواره کلمه ى [ولى ] بر [نصیر] مقدم است , مانندآیات زیر: و اللّه اعلم باعدائکم و کفى باللّه ولیا وکفى باللّه نصیرا.[واجعل لنا من لدنک ولیا واجعل لنا من لدنک نصیرا.] [ومالکم من دون اللّه من ولی و لا نصیر.]

2 – در قرآن همیشه [سمیع ] پیش از [علیم ] آمده است , مانندآیات زیر: ربنا تقبل منا انک انت السمیع العلیم .[ فسیکفیکهم اللّه و هو السمیع العلیم .]

[ان اللّه سمیع علیم .]

تاریخچه حفظ قرآن

خداوندا, مـن در کتاب تورات امتى مى بینم که انجیل شان در سینه هایشان جاى دارد و آن را از حفظ مى خوانند.

مناجات حضرت موسى

پیدایش حفظ قرآن

پـیـامـبـر اسـلام در چهل سالگى به مقام شامخ نبوت برگزیده شد وقرآن در بیست و سه سال به مـنـاسـبـت رویدادهاى مختلف بر قلب مبارک وى فرود آمد.در این مدت , صحابه به سفارش آن حـضرت درنگهدارى آیات الهى مى کوشیدند.آن ها آیات الهى را بر پوست واستخوان هاى شانه و دنده ى حیوانات , چوب هاى درخت خرما,سنگ هاى سفید پهن , کاغذ و پارچه مى نگاشتند و بـراى بـرخـوردارى از پـاداش معنوى به خاطر مى سپردند.حفظ آیات الهى نخستین گام در راه نـگاهبانى از قرآن به شمار مى آمد, زیرا از یک سوخط آن روز کوفى بود و به سبب نداشتن نقطه و اعـراب بـه شـکـل هـاى مختلف خوانده مى شد, و از سوى دیگر, تقریبا همه ى مردم بى سوادبودند وتنهاباحفظ قرآن مى توانستندعشق خودبه کتاب خداوندرا آشکارسازند.هنگامى که پیامبر اکرم (ص ) در غار [حرا] به سر مى برد,فرشته یى در برابرش حضور یافت و گفت : بـخـوان .

پیامبر فرمود:خواندن نمى دانم .آن گاه بى هوش شد.وقتى حضرت به هوش آمد,فرشته گفت : اقراء باسم ربک الذى خلق …. امـام صـادق (ع ) فـرمـود: بـسـم اللّه الرحمن الرحیم .اقراء باسم ربک …،اولین آیاتى است که بر نبى اکرم (ص ) نازل شد.اولـیـن مـرحـلـه , مـرحـلـه ى قـرائت و به خاطر سپارى است ومرحله ى کتابت بعد از آن تحقق یـافـت .از ایـن رو, آیـه هاى آغازین قرآن از [اقراء] سخن مى گوید و مراد از آن حفظ آیات در سینه ها است .

اکنون این مسئله را در موارد مختلف زیر مورد بررسى قرار مى دهیم :

اصطلاح حافظ در صدر اسلام

واژه ى [حفظ] در زبان عرب در دو معنا به کار رفته است :

الف ) نگهدارى و نگهبانى ب ) به خاطر سپردن (ضد فراموشى )

در قرآن مجید, این واژه و مشتقاتش تنها در معناى اول به کاررفته است .

[حافظ] اسم فاعل است و در اصـطـلاح عـلـوم قـرآنـى , بـه کـسـى مى گویند که همه ى قرآن را با تجوید و ترتیل و به کار بـردن قـرائت قابل قبول قرآن شناسان به خاطر سپرده باشد.همچنین به کسى که بر سنن رسول اکـرم (ص ) احـاطـه داشـتـه , موارد اتفاق واختلاف آن را بداند و به احوال راویان و طبقات مشایخ آگاهى کامل داشته باشد, حافظ مى گویند.

برخى تعداد آن را نیز معین کرده اند و گفته اند باید فرد صدهزار حدیث با سند از حفظ باشد تا این واژه بر او اطلاق شود.در صدر اسلام , به خـاطـر سپارندگان قرآن را [حافظ] نمى خواندند و با واژه هایى چون [جماع القرآن ], [قراءالقرآن ], [حملة القرآن ] و [الماهر فى القرآن ] از آنان یاد مى کردند.واژۀ حافظ پس از قرن اول یا نیمه ى دوم قرن هجرى دراین معنا به کار گرفته شد.

البته واژه ها و ترکیب هاى یاد شده در سراسر روزگار پیامبراسلام (ص ) به معناى کسى که همه ى مـتـن قـرآن را بـه خاطر سپرده ,نبوده و پس از رحلت رسول اکرم (ص )چنین معنایى یافته است .درزمان آن حضرت , از حافظ بخشى از کتاب خدا نیز با این عبارت ها یادمى کردند.

اولین حافظ قرآن

حفظ آیات الهى , از نخستین روزهاى نزول وحى آغاز شد.

پیامبر اسلام (ص ) نخستین حافظ قرآن بـه شـمـار مـى رفـت و بـراى فـراگـرفـتن و حفظ آن بسیار مى کوشید.

آن حضرت همراه پیک وحى زبانش را حرکت مى داد و شتاب مى کرد تا آنچه مى شنود فراموش نکند.

مرحوم طبرسى در شان نزول آیۀ [لاتحرک به لسانک لتعجل به .ان علیناجمعه و قرءانه] .

[اى رسـول ما ] در حال وحى , شتابان زبان به قرائت قرآن بگشاى که ما خود آن را جمع کرده , [ در سـیـنـه ات ]نگاه مى داریم و بر تو مى خوانیم .از ابن عباس چنین نقل مى کند:پیامبر اکرم (ص ) به سـبـب عـشـق شـدیـدى کـه بـه دریافت و حفظ قرآن داشت هنگامى که پیک وحى آیات را بر او مـى خـوانـد, همراه وى زبانش را حرکت مى داد و شتاب مى ورزید تا آنچه مى شنود فراموش نکند.خـداونـد او را از ایـن کـار بـازداشـت و فرمود: ما آن را برایت جمع مى کنیم .حضرت براى اطـمـیـنان کامل از محفوظات خویش آن هارا بر فرشته ى وحى عرضه مى کرد.در روایات متعدد چـنـان مـى خوانیم که پیامبراسلام (ص ) در ماه رمضان هر سال قرآن را, تا آن جا که نازل شده بود, بـاجـبـرئیل مقابله و تکرار مى کرد, و در واپسین سال زندگى اش , بر خلاف گذشته , این مقابله و تکرار را دو بار به انجام رساند.

جایگاه حفظ قرآن

آن کـه اسـلام را بـپـذیـرد, فرمانبردار باشد و قرآن راقرائت و حفظ کند, هر سال دویست دینار از بـیـت الـمـال بهره مند مى شود, و اگر در دنیا به طور کامل به اوداده نشود, روز قیامت – که نیاز بیش ترى دارد-دریافت خواهد کرد . امام على [ع]

اهمیت

ویژگى هاى قرآن و سفارش هاى پیوسته ى پیامبر اسلام (ص )درباره ى آن سبب شد تا این کتاب در سرتاسر زندگى مردم راه یابد وهمه چیز مسلمانان گردد, به ویژه آن که مؤمنان آن روزگار جز قـرآن کـتـابى نداشتند و تلاوت , حفظ, تعلیم و تعلم به آن اختصاص داشت .

حفظ قرآن همواره , به عـنـوان یک سنت و عبادت بزرگ , در میان مسلمانان مطرح بود و حتى پس از پدید آمدن صنعت چـاپ نـیـزمـوقعیت خود را حفظ کرد.این امر در پرتو جایگاه والاى قرآن و حفظ آن تحقق یافت , جایگاهى که مى توان آن را در ابعاد مختلف زیر موردبررسى قرار داد.

قرآن

قـرآن دربـاره ى بـه خـاطـر سـپـارى کتاب خدا تنها دریک جا سخن به میان آورده است .آنجاکه مى فرماید: و اذکرن مایتلى فى بیوتکن من آیات اللّه و الحکمة ان اللّه کان لطیفا خبیرا. حـکـمت و آیات الهى را که در خانه هاى شما تلاوت مى شود, به خاطر بسپارید.[ بدانیدکه ] همانا خداوندمهربان و از همه آگاه است .[ذکـر] درایـن آیـه در قـبـال نـسیان (فراموشى ) به معناى حفظ و به خاطر سپردن است .

خـداونـد مـتـعـال در ایـن آیـه و آیـات قبل وظایفى را براى زنان پیامبراسلام (ص ) معین ساخته اسـت .آخـریـن وظـیـفـه که درایـن آیه بیان شده است، به آنان سفارش مى کند هرچه از کلام الهى درخانه هایتان نازل مى شود, به خاطر بسپارید و آن ها را در زندگى خویش به کار ببندید.ایـن آیـه در واقع ارزش حفظ قرآن را براى مسلمانان گوشزدمى نماید.مخاطبان آیه , زنان رسول خـدایـنـد امـا از آن جـا کـه اسـاس شـریـعـت بـر حـفظ قرآن و سنت پیامبر گرامى (ص ) است , مى توان گفت : در واقع مخاطب آیه گروهى خاص نیست و همۀ مسلمانان در تمسک به قرآن و سنت و حفظ آن شریکند.

احادیث

مـعـصـومـان (ع ) در ایـن بـاره سخنان بسیار دارند و در موارد مختلف به فراخور آگاهى و ایمان مـخاطبان شان به آن اشاره کرده اند.گفتارپیشوایان دین نشان مى دهد حفظ قرآن چنان اهمیت دارد کـه بسیارى از مقام هاى معنوى جز به یارى آن به دست نمى آید.

بخشى از این مقام ها عبارت است از:

– 1 هم نشینى با فرشتگان

امام صادق (ع ) مى فرماید: الحافظ للقرءان العامل به مع السفرة الکرام البررة .حافظ قرآنى که به آن عمل کند, با فرشتگان پیغام برونیک رفتار هم نشین خواهد شد.گروهى این روایت را ذیل آیۀ :باءیدى سفرة .کرام بررة .ذکر کرده اند و معتقدند مراد از[سفرة ] (سفیران ) حافظان , قاریان ,کاتبان قرآن و دانشمندانى است که در هر عصرى آیات خداوند را ازدستبرد شیاطین محفوظ مى دارند.ایـن تـفـسـیر درست نمى نماید, زیرا خداوند مى فرماید: آیات الهى به دست [سفیران نیک رفتار] سپرده شده است و روایت نشان مى دهد که حافظان هم نشین سفیرانند نه خود آن ها.سـخـن امام صادق (ع ) بر همراهى و هم نشینى حافظان و مفسران با سفیران گواهى مى دهد.بى تـردیـد وقتى دانشمندان و حافظان قرآن کارى شبیه فرشتگان و حاملان وحى انجام مى دهند, با آن ها در یک جایگاه و رتبه قرار مى گیرند.

– 2 در شمار بزرگان امت جاى گرفتن

امام صادق (ع ) مى فرماید: اشراف امتى حملة القرءآن و اءصحاب اللیل .بزرگان امت من , قاریان و حافظان و شب زنده دارانند.

– 3ایمنى از عذاب الاهى

امیر مؤمنان (ع ) مى فرماید: اقرؤواالقرآن و استظهروه فان اللّه تعالى لا یعذب لبا وعى القرآن . قـرآن تـلاوت کـنـیـد وآن را به خاطرسپارید, زیرا خداوندمتعال دلى که قرآن در آن باشد عذاب نمى کند.حـفـظ قـرآن مـجید و انس با آن , انسان را در مسیر عمل به وحى وبهره جستن از معارف آن قرار مى دهد و در نتیجه از آتش دوزخ مصون مى دارد.پیامبراکرم (ص ) مى فرماید: لوکان القرآن فى اهاب ما مسته النار. اگر قرآن در پوستى باشد, آتش بدان نخواهد رسید.

– 4آبادى قلب

رسول خدا(ص ) مى فرماید: ان الذى لیس فى جوفه شیى ء من القرآن کالبیت لخراب . کسى که در درونش چیزى [ سوره یا آیه ای ] از قرآن نباشد, مانند خانه ى ویران است . چـنـان کـه خـانه ى ویران نزد مردم ارزش ندارد, دل تهى از آیات الهى نیز نزد خداوند بى ارزش اسـت .اسـاس شـرافت و ارزش انسان ها تقوا و انس با قرآن است .روح مانند بدن به غذا نیاز دارد و غذاى آن قرآن و معارف الهى است .دلى که از کلام وحى بى بهره باشد, مرده و چون خانه ى ویران است .

– 5 مشمول آمرزش الاهى

رسول خدا(ص ) فرمود: من قراء القرآن عن حفظه ثم ظن ان اللّه تعالى لا یغفره فهو ممن استهزء بایات اللّه . کـسـى کـه قرآن را از حفظ بخواند و گمان کند خداى تعالى او را نمى آمرزد, در شمار کسانى که آیات الاهى رابه تمسخر گرفته اند, جاى دارد.

– 6 پاداش مضاعف

امام صادق (ع ) فرمود: ان الذى یعالج القرآن و یحفظه بمشقة منه و قلة حفظ له اجران .هـرکـس در فـراگـیرى قرآن بکوشد و به سبب کمى حافظه آن را به سختى حفظ کند دو پاداش دارد. پاداشى براى حفظ آن و پاداشى براى تحمل سختى آن .

– 7 پذیرفته شدن شفاعت

رسول خدا(ص ) فرمود: من قراءالقرآن حتى یستظهره و یحفظه ادخله اللّه الجنة و شفعه فى عشرة من اهل بیته کلهم قد وجبت لهم النار. هـرکه [ آن قدر ] قرآن بخواند تا حفظ شود, خداوند او رابه بهشت داخل خواهد کرد و شفاعتش را درباره ى ده تن از خانواده اش – که آتش بر آن ها واجب شده ,مى پذیرد.آرى , قـرآن در حـق مـؤمنان شفاعت مى کند و آنان را به بهشت رهنمون مى شود, حافظ و حـامـل قرآن نیز چون قرآن توان شفاعت دارد.البته شفاعت حافظان با قرآن تفاوت دارد.شفاعت قـرآن فـراگـیراست , ولى شفاعت حافظ قرآن محدود بوده , تنها درباره ى خانواده اش و آن هم به تعداد انگشتان دست پذیرفته مى شود.

– 8بالاترین درجات بهشت

رسول خدا(ص ) فرمود: عدد درج الجنة عدد آى القرآن فاذا دخل صاحب القرآن الجنة قیل له :ارقا و اقراء لکل آیة درجة فلا تکون فوق حافظ القرآن درجة . درجـات بـهـشـت بـه تـعـدد آیـه هـاى قـرآن است .چون صاحب قرآن داخل بهشت شود, به وى مـى گـویندبخوان وبالا رو که هر آیه یى رادرجه یى است .پس برتر ازدرجه ى حافظ قرآن درجه یى نیست .

– 9 دریافت پاداش انبیا

رسول خدا(ص ) فرمود: [یـا سـلـمـان …ان اکرم العباد الى اللّه بعد الا نبیاء, العلماء ثم حملة القرآن , یخرجون من الدنیا کما یخرج الا نبیاء و یحشرون من قبورهم مع الا نبیاء و یمرون على الصراط مع الا نبیاء و یاءخذون ثواب الا نبیاء. اى سـلـمـان ,…هـمانا بعد از انبیا بهترین بندگان نزدخداوند عالمانند و سپس قاریان و حافظان قـرآن .آنـان هـمانند انبیا از دنیا مى روند, همراه آنان ازگورهابرانگیخته مى شوند, در کنار آنان از صراط مى گذرند وپاداش آن ها را [ از خداوند ] دریافت مى کنند.

سیره

قاریان و حافظان قرآن نزد پیامبراسلام (ص ) و امیرمؤمنان (ع )جایگاهى والا داشتند و مورد احترام و تـشویق مادى و معنوى آن بزرگان قرار مى گرفتند.بخشى از سیره ى آنان دراین زمینه چنین است :

– 1بخشش مجازات حافظان

در روزگار پیامبر(ص ) وعلى (ع ), دانستن فنون قرائت و حفظ قرآن به تخفیف مجازات یا بخشش آن مـى انـجـامـیـد, براى مثال مردى نزد على (ع ) آمد وبه دزدى اعتراف کرد.حضرت پرسید: آیا چیزى ازقرآن مى دانى ؟ پاسخ داد: آرى , سوره ى بقره را به خاطر سپرده ام .حضرت فرمود: در مقابل این سوره دستت رابه خودت بخشیدم و قطع نمى کنم .اشعث گفت : اى امیر مؤمنان , آیا حد الهى را تعطیل مى کنى ؟! حـضـرت فـرمـود: تو چه مى دانى , اگر شاهدان بر جرم گواهى دهند, امام حق بخشش و تعطیل حـدود الهـى نـدارد, امـا ایـن فـرد بـه زیان خویش اعتراف کرده است .وقتى شاهدى بر گناهى گواهى نداد,امام حق دارد حد الاهى را ببخشد وجارى نسازد. تـخفیف مجازات حافظان اکنون نیز در برخى از کشورهاى اسلامى اجرا مى شود.در کشور ماو نیز پاکستان زندانیانى که قرآن راحفظ مى کنند, از تخفیفى ویژه برخوردار مى شوند.

– 2 حفظ قرآن در جایگاه مهریه

اهـتـمام به قرآن و حفظ آن در صدر اسلام چنان بود که یاد گرفتن سوره یى از قرآن مهریۀ زن مسلمان قرار مى گرفت .سهل بن سعدمى گوید: زنى نزد پیامبر(ص ) آمد و گفت : من خود را به خدا ورسولش بخشیدم .حضرت فرمود: به زن نیاز ندارم .مردى به رسول خدا(ص ) گفت : او را به ازدواج من در آور.حضرت فرمود: چیزى دارى به وى دهى ؟ مرد گفت : خیر.حضرت فرمود: حتى انگشترى از فلز! مرد معذرت خواست .حضرت پرسید: از قرآن چه مى دانى ؟ مرد پاسخ داد: سوره ى فلان وفلان و همین طور سوره هایى که حفظ بود, بر شمرد.حضرت فرمود: آیا مى توانى از حفظ بخوانى ؟ گفت : آرى .پیامبر (ص ) فرمود: تو را به ازدواج او در آوردم , در برابر آنچه ازقرآن به وى مى آموزى .

– 3 تقدم حافظان در صحنه هاى اجتماعى

در صـدر اسلام , ملاک تقدم افراد در کارهاى مهم و حساس اجتماعى دانستن قرائت و حفظ قرآن بـود.پـیـامـبـراسـلام (ص ) قـاریـان وحـافـظـان را بـه مـنـصـب هایى چون فرماندهى و امامت جماعت مى گماشت .در روایات چنان مى خوانیم که نبى اکرم (ص ) مقررداشت هر مسلمانى بیش از دیگران قرآن فراگرفته , گرد آورده یا حفظکرده است بر دیگران فرمان راند وبر مردگان نماز گـزارد.در جنگ احد وقتى خواستند پیکر شهیدان را به خاک سپارند, شهیدى که بیش تر قـرآن مـى دانست مقدم بود یا مدفن آن که آیات بیش ترى به خاطر سپرده بود, نزدیک تر به حمزه قرار مى دادند.روزى پیامبراسلام (ص ) جمعى را به سفرى مى فرستاد, از آن هاپرسید: چقدر قرآن مى دانید؟ یـکـى از آن هـا- کـه از هـمـه جـوان تر بود- پاسخ داد: من سوره ى بقره و چند آیه ى دیگر از قرآن مى دانم .فرمود: بروید, این شخص سرپرست و امیر شمااست .گفتند: شخصى که شما مى فرمایید از همه جوان تراست ! پیامبر(ص ) فرمود: او سوره ى بقره را مى داند. در عـصـر نـبـوى , حفظ قرآن چنان اهمیت داشت که حتى غلامان حافظ نیز بر مردم عادى مقدم شـمرده مى شدند.وقتى مهاجران به مدینه هجرت کردند, سالم غلام ابو حذیفه , به دلیل این که از همه به فنون قرائت و حفظ قرآن آشناتر بود, امامت جماعت آن ها را برعهده داشت.

– 4 اختصاص مستمرى از بیت المال

قـاریـان و حـافظان قرآن در مسائل مادى نیز از توجه ویژه برخوردار بودند و بخشى از بیت المال مسلمانان به آنان اختصاص داشت .امیرمؤمنان (ع ) فرمود: آن که اسلام را بپذیرد, فرمانبردار باشدو قرآن را قرائت و حفظ کند, هر سال دویست دینار از بیت المال بهره مند مى شود, و اگر در دنیا به طور کامل به او داده نشود, روزقیامت – که نیاز بیش ترى دارد- دریافت خواهد کرد.در منابع تاریخى چنان مى خوانیم که امام على (ع ) براى آنان که قرآن قرائت مى کردند, دو هزار دو هزار ازبیت المال اختصاص مى داد.

بـرخـى از مـراجع عظام مانند آیت اللّه العظمى گلپایگانى (ره) و آیت اللّه صافى – دام ظله الـعـالـى – شهریه یى به حافظان قرآن اختصاص داده اند و در این زمینه ,از سیرۀ امیرمؤمنان (ع ) پـیـروى کرده اند.آیت اللّه العظمى گلپایگانى (ره ) در آغاز برقرارى شهریه ى خویش اعلام کرد:هر طـلـبـه ای که حافظ قرآن باشد, در هر رتبه اى که شهریه بگیرد, شهریه اش را دو برابر مى کنم .او هـمـچنین براى تشویق حافظان کل کشور, (چه روحانى وچه غیرآن ) زمانى دستور داد براى همه حقوق تعیین کنند.بـعد از رحلت وى , داماد گرانقدرش حضرت آیت اللّه صافى -دام ظله العالى – این سیره را دنبال کـرد.او اکـنـون بـه طـلبه هایى که حافظ قرآن باشند دو برابر شهریه مى دهد.امروزه این حرکت درحـوزه ى علمیه ى قم به صورت یک فرهنگ در آمده است .شوراى مدیریت حوزه حافظان قرآن را درجـه بـنـدى کـرده اسـت و بـراى حـافـظ5 جزء تا کل قرآن , به تناسب محفوظات , شهریه ى مخصوصى در نظرگرفته است .

نظر قاریان معروف جهان در مورد حفظ قرآن کریم

در کشور مصر- که از نظر قرائت قرآن بانغمه هاى دلنشین درسطح بالایى قراردارد- قارى قرآن به کـسـى گـفـته مى شود که , افزون برتوان تلاوت دلنشین , حافظ نیز باشد.بنابر این , آن که حافظ نـیـسـت -حتى اگر قرآن را با صوت خوش بخواند- قارى خوانده نمى شود.دراین باره , آگاهى از نظر قاریان معروف جهان سودمند مى نماید.

– 1استاد احمد محمد بسیونى

استاد احمد محمد بسیونى مى گوید: اولین گام براى یک قارى قرآن حفظ قرآن است.کسى که حافظ قرآن باشد بسیار بهترمى تواند به قـرائت قـرآن بـپـردازد.بـنابر این , به تمام قاریان قرآن سفارش مى کنم که حتما به حفظقرآن نیز اهتمام بورزند.قـاریـان ایرانى از حیث تلاوت قرآن بسیار زیبا تلاوت مى کنند,اما نکته یى که باید مورد توجه قرار دهند, این است که درراستاى تمرین هاى خویش از حفظ قرآن نیز غفلت نورزند.

– 2استاد محمد محمود طبلاوى

استاد محمد محمود طبلاوى مى گوید: اولین شرط براى قارى شدن حفظ کل قرآن است ودر کانون قرائات دانشگاه الازهر مصر, کسى که حافظ کل نباشد وارد آن نمى شود.

– 3استاد شحات محمد انور

استاد شحات محمد انور نیز مى گوید: شـرط اسـاسى براى قارى شدن حافظ بودن است , و با این شرطدر واقع انسان اهلیت قارى بودن مى یابد.در این صورت , لازم است از سنین سه یا چهار سالگى به حفظ قرآن پرداخت .

– 4استاد على پرهیزکار

استاد پرهیزکار قارى و حافظ برجسته ى قرآن در این باره چنین مى گوید: متاسفانه موضوع مهم حفظ قرآن کریم آن طور که شایسته ولازم است مورد توجه نبوده و این در حالى است که استعدادهاى شگرف و قابل ملاحظه به وفور مشاهده مى شود.از طرفى اهمیت فوق الـعـاده حـفـظ قـرآن – که نتیجه اش انس باکلام آرام بخش خداى متعال است – بر کسى پوشیده نـیـسـت , بـه ویـژه آن کـه شـیـاطـیـن درصـدد افـسـاد و تـضییع جان و روان جوانان مسلمان هستند.

عوامل موثر در حفظ قرآن کریم

آنـچـه گذشت , شرطهاى اصلى حفظ قرآن بود به گونه ای که اگرخللى بدان ها وارد آید, حفظ امکان پذیرنیست .در این فرصت , به عواملى که حفظ را مفیدتر و پربارتر مى سازد, مى پردازیم .

– 1نماز حفظ قرآن

حفظ کتاب خداوند, توفیقى است که جز به یارى آن حضرت رفیق راه انسان نمى شود.بدین سبب , نـمـاز, دعـا و تـوسـل را از ضـروت هـاى مـسـیـر حـفـظ شمرده اند.مرحوم طبرسى در مـکـارم الاخـلاق به دو نوع نماز حفظ اشاره کرده است : یکى نماز تقویت هوش و حافظه و دیگرى نـمـاز حـفـظ قـرآن .

دربـاره ى نماز حفظ قرآن مى گوید: شب یا روز جمعه چهار رکعت نماز مى گزارى , در رکعت اول سوره ى حمد و یس , در رکعت دوم حمد و حم دخان , در رکعت سوم حمد و حـم سجده و در رکعت چهارم حمد و تبارک الملک .بعداز پایان نماز, نخست خداوند را ستایش مـى کـنـى .سـپـس بـر پـیـامـبـر وخـانـدانـش درود مى فرستى و براى مؤمنان صد بار آمرزش مى طلبى .آن گاه مى گویى : الـلـهـم ازجـرنـى بـتـرک مـعـاصـیـک ابـدا ما ابقیتنى وارحمنى من ان اتکلف طلب مالا یعنینى وارزقـنـى حـسـن الـنـظـر فیما یرضیک عنى اللهم بدیع السموات و الارض ذاالجلال و الاکرام و الـعـزة الـلـتـى لاتـرام .یـااللّه , یـارحمن ,اسئلک بجلالک و بنور وجهک ان تلزم قلبى حفظ کتابک الـقـرآن الـمنزل على رسولک و ترزقنى ان اتلوه على النحو الذى یرضیک عنى اللهم بدیع السموات والارض , ذاالجلال والاکرام والعزالذى لا یرام .یااللّه ,یارحمن ,اسئلک بجلالک و بنور وجهک ان تنور بـکـتـابک بصرى و تطلق به لسانى و تفرج به قلبى و تشرح به صدرى وتستعمل به بدنى و تقوینى عـلـى ذلـک و تـعـیـننى علیه , فانه لایعین على الخیر غیرک و لایوفق له الا انت .لا حول و لا قوة باللّه العلى العظیم .

– 2 ایجاد آمادگى معنوى

وضـو گرفتن , قصد قربت و رو به قبله نشستن , علاوه بر این که خود عبادت است ,در روان حافظ تاثیر مى نهد واو را از آرامش سرشارمى سازد.

– 3 بهره گیرى از سحرگاهان

چـنـان کـه نـوجـوانى و جوانى بهترین فصل حفظ مطالب است ,هنگام صبح و نشاط اول روز نیز بـرترین وقت حفظ به شمار مى آید.دراین زمان , مغز انسان آماده تر است و بدن و طبیعت هر دو از آرامـش خاص برخوردارند.افزون بر این , در سحرگاه برکات فراوان نهفته است .وقتى امام محمد بـاقـر(ع ) به فرمان هشام بن عبد الملک ازمدینه سوى شام سفر مى کرد, گروهى از مسیحیان را دید که درون غارى گام مى نهادند, حضرت پرسید: در چنین روزى عید گرفته اند؟ گـفتند: خیر, به سوى یکى از دانشمندان خود مى روند.آن ها هرسال یک بار در چنین روزى او را ازکوه خارج مى کنند و آنچه مى خواهند از وى مى پرسند.امام فرمود: آیا دانشى دارد؟ گـفـتـنـد: آرى , از داناترین مردم است .آن گاه حضرت چهره ى خودرا پوشاند و با یارانش همراه مسیحیان سمت آن دانشمند نابینا وکهنسال حرکت کرد, مرد کهنسال به یارى حس نیرومندش , سمت امام اشاره کرد و گفت : مرد, از ما هستى یااز امت محمد؟ امام فرمود: از امت محمد(ص )پیر پرسید: براى پرسیدن آمدى یا پرسیده شدن ؟ امام فرمود: بپرس .مرد کهنسال بسیار پرسید.وپاسخ شنید.آن گاه گفت : بنده ى خدا, کدام ساعت نه بخشى از شب است نه بخشى از روز, واگر ازهیچ کدام نیست ,چیست ؟ امـام بـاقـر(ع ) فـرمـود: فاصله ى طلوع فجر تا طلوع آفتاب نه جزءشب است نه جزء روز.زمانى از زمـان هاى بهشت است که در آن بیماران درمان مى یابند و روزى بندگان خدا تقسیم مى شود, و ساعت رحمت و خیرو برکت است .از این داستان در مى یابیم این زمان زمانى معنوى است و شایسته است حفظ قرآن در چنین وقتى تحقق یابد.

خداوند مى فرماید: ان قرآن الفجر کان مشهودا. یعنی :نماز صبح مورد مشاهده است .مـراد از[قـرآن الـفـجـر] نماز صبح است .

بر اساس روایات شیعه وسنى , در میان نمازهاى روزانه نماز صبح مورد مشاهده ى فرشتگان شب و روز قرار مى گیرد, زیرا در آغاز صبح فرشتگان شـب جـاى خـودرا به فرشتگان روزمى سپارند و دراین تعویض جایگاه , نماز مردمان رادیده , برآن گواهى مى دهند.

براى بیدار شدن به هنگام طلوع فجر, توجه به نکات زیر سودمندمى نماید: الف ) خفتن در اوایل شب ب ) شب هنگام غذاى اندک خوردن ج ) خواندن آیه ى آخر سوره ى کهف

– 4 انتخاب مکان مناسب

اگـر مـکان مطالعه پرسروصدا, بسیار سرد یا بسیار گرم و نامناسب باشد, انسان دچار تشتت فکر مى شود.این نکته در حفظ قرآن ازحساسیت ویژه برخورداراست , زیرا حفظ قرآن به تمرکز شدید فکرنیاز دارد.

البته پس از به خاطر سپردن آیات , تکرار آن به این اندازه تمرکز نیازمند نیست و مى تواند در مکان هاى شلوغ نیز تحقق یابد.

5 -تمرکز فکر

هـنـگـام به خاطر سپردن قرآن , تمرکز فکر بسیار ضرورت دارد.پس باید عوامل عدم تمرکز فکر و حـواس پرتى را شناسایى کرد و در رفع آن ها کوشید.این عوامل , در اشخاص مختلف متفاوت است ومى توان آن ها را به دو نوع تقسیم کرد: الف ) درونى ب ) بیرونى عـوامـل [درونـى ] بـه معناى اسبابى است که در درون انسان جاى دارد, مانند اندوه و اضطراب و نگرانى .کسى که در دام این عوامل گرفتار آمد, باید حفظ قرآن راکنار نهد و نخست در نابودى این عـوامل بکوشد.مراد از عوامل [بیرونى ], عوامل محیطى است , مانندسروصدا و صحنه هاى مشغول کننده .این امور از بازدهى حفظمى کاهد و چه بسا موجب دلسردى و نومیدى انسان مى گردد.

– 6 انتخاب نوع قرآن

یـکـى از نـکـات بـسیار مهم و مؤثر در حفظ قرآن , مسئله ى انتخاب قرآن است .باید از آغاز تا پایان حفظ, حتى براى مرور, از یک قرآن استفاده کرد.استفاده از

  • milad milad
  • ۰
  • ۰

مقاله gl/l (1205)

مقاله gl/l (1205)

جغرافیای صلح در مرز ایران و عراق

چرا جنگ این گونه و با پذیرش قطعنامه ی 598 تمام شد؟

کالبد شکافی جنگ روانی امریکا بر ضد ایران در دوران جنگ تحمیلی

اولین حمله موشکی دشمن بعثی علیه شهرها

گاهشمار حملات شیمیایی عراق

آیا وقوع جنگ اجتناب ناپذیر بود؟

اولین گلوله متجاوزین آمریکایی

اولین فرماندهان جنگ

حمایت امریکا از عراق در جنگ با ایران

اولین حمله موشکی دشمن بعثی علیه شهرها

اولین شلیک در جنگ تحمیلی

چرا جنگ پس از فتح خرمشهر ادامه یافت؟

حملات عراق به آثار فرهنگی و باستانی

ارتش دوپینگی عراق در جنگ تحمیلی علیه ایران

جنگ در سال (سیری در روزهای آخر جنگ)67

آشنایی با اصطلاحات و واژه های جنگ

چه کسی آغاز گر جنگ بود؟

از فروغ جاویدان تا جهنم مرصاد

پذیرش قطعنامه ی 598 شورای امنیت

نقش امریکا در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران

نا گفته های مذاکرات پس از قطعنامه 598

معرفی عراق به عنوان متجاوز از سوی سازمان ملل

روز شمار هفته اول جنگ تحمیلی

تاریخچه و دائره المعارف جنگ 8 ساله

قطع رابطه سیاسی جمهوری اسلامی ایران و آمریکا20 فروردین 1359

قطع رابطه ی سیاسی ایالات متحده امریکا با جمهوری اسلامی ایران، پس از فراز و نشیب های بسیار در روابط دو کشور، و بعد از گذشت بیش از یک قرن و نیم – از زمان سلطنت محمدشاه قاجار در سال 1299 هجری قمری تا سقوط حکومت محمدرضا شاه پهلوی در سال 1357 شمسی که در فروردین 1359 شمسی به وقوع پیوست، در واقع به ارتباط استعماری امریکا با ایران پایان بخشید. اصولاً ارتباط ایران با غرب و آمریکا طی سالهای طولانی، تحت تأثیر علل و عوامل گوناگون قرار گرفته و نخستین نشانه های تحمیلی و استثماری آن پس از امضای پیمان های نابرابر ایران با انگلستان و سایر کشورهای سرمایه داری اروپا به ظهور رسیده است.
پس از ناکامی محاصره ی هرات در زمان محمد شاه قاجار، در سال های 1837-1838 میلادی برابر با 1253 و 1254 هجری قمری ضربه ی سختی به حیثیت حکومت ایران چه در داخل و چه در صحنه ی بین المللی وارد آمد و ایران ناگزیر شد که شروط انگلستان از جمله فراخواندن ارتش ایران از دژهای خوریان و نقاط دیگر افغانستان را بپذیرد. با امضای معاهده ی بازرگانی ننگین ایران و انگلیس که ضمن آن اتباع آن کشور از حقوق کاپیتولاسیون برخوردار شدند، کشورهای سرمایه داری دیگر اروپا نیز از فرصت فراهم شده بهره برداری کردند و خود را مشمول این امتیازات کردند. بدین ترتیب، در سال 1855 فرانسه و در سال 1857 کشورهای بلژیک، دانمارک، هلند، سوئد و نروژ پیمان های بازرگانی مشابهی را با ایران منعقد کردند.
در سال 1856(1) دولت ایالات متحده ی امریکا پیمان نابرابری را که رسماً «پیمان دوست! و بازرگانی» نامیده می شد، با ایران منعقد کرد. به موجب این پیمان اتباع امریکا، از حقوق برون مرزی برخوردار شدند. این نخستین پیمان رسمی میان ایران و امریکا بود.(2)
پس از تحمیل این پیمان، امریکاییان کوشش داشتند تا زمینه ی نفوذ استعماری خود را از راه اعزام میسیونرهای مذهبی به ایران پا برجا کنند. بدین ترتیب میسیونرهای مذهبی امریکایی در ارومیه مستقر شدند و رفته رفته دامنه ی فعالیت هایشان را به دیگر نقاط آذربایجان و استانهای مرکزی ایران گسترش دادند. این میسیونرها امکانات مالی فراوانی در اختیار داشتند و زیر پوشش فعالیت های مذهبی و ایجاد تأسیسات فرهنگی و پزشکی به تبلیغات دامنه داری به سود امریکا دست زدند و به کسب اطلاعات (جاسوسی) در زمینه های گوناگون اقتصادی – اجتماعی مردم ایران پرداختند.
نفوذ رسمی امریکا در ایران و تأسیس سفارتخانه
امریکایی ها زمانی شروع به توسعه ی نفوذ خود در ایران کردند که انگلستان و روسیه با انجام توطئه های پنهان و آشکار خود و به کارگیری نوکران داخلی سرنوشت تیره و تاری را برای ملت این کشور فراهم کرده بودند.

در آن هنگام امریکا از سیاست عدم مداخله در کشورهای دیگر بهره می برد و زیر این نقاب به اصطلاح انسان دوستانه و به کارگیری ترفندهای نو، دول استعماری کهن را به چالش و مبارزه طلبیده بود و از این رو و تحت تأثیر تبلیغات وسیع و گسترده روزنامه های وابسته در اروپا و امریکا مردم کشورهایی چون ایران، حساب امریکا را از قدرت های استعماری دیگر جدا می دانستند.
امریکا بزودی به این نتیجه رسید که مبلغان مسیحی آمریکایی نمی توانند در میان ملل مسلمان به ویژه ایرانیان نفوذ چشمگیری به دست آورند. و به ترفندهای جدیدی دست یازید.
در سال 1883 نخستین سفیر امریکا به نام ساموئل بنجامین وارد ایران شد و پنج سال بعد، یعنی در سال 1888 حاج حسینقلی خان به عنوان سفیر ایران وارد پایتخت امریکا شد و سفارتخانه ی ایران نیز در آن کشور دایر گردید.
توسعه ی نفوذ امریکا در ابعاد مختلف
به سال 1911 میلادی برابر با 1290 شمسی، یک هیأت مستشاری مالی به ریاست، مورگان شوستر وارد ایران شد.(3)
اعزام میسیون یادشده، نخستین تلاش جدی امپریالیسم دولت امریکا به منظور به کار گرفتن سرمایه های امریکایی با شرایط استثمار ایران بود. این گروه نیز همانند میسیون های مذهبی مستقر در ارومیه، تبریز، همدان، رشت، قزوین و تهران علیه مصالح ملی ایرانیان فعالیت را آغاز کردند.
دولت ایران و مجلس شورا در زمینه ی اداره ی امور مالی کشور به شوستر اختیارات تام داد (نظارت بر کلیه عملیات مالی کشور از جمله امتیازات، وام ها، وصول مالیات ها و دیگر درآمدهای دولت، تنظیم بودجه ی دولت، ایجاد بنگاه ها و ادارات مالی و غیره…)
مستر شوستر، زیر نقاب علاقه مندی به استقلال ملی ایران، وام های خارجی را به دولت تحمیل کرد. زمینه ی واگذاری امتیازهای نفت و راه آهن ایران را به دولت امریکا آماده ساخت. او کوشش داشت، که خودسرانه در ایران به کار پردازد از دولت ایران تبعیت نکند. در همین راستا به عنوان جمع آوری مالیات، نیروی مسلح ده، دوازده هزار نفری به نام ژاندارم های مالی تشکیل داد و با تصور این که یگانه نیروی منظم ایران (بریگارد قزاق بیش از 1500 تن نیست، بنابراین نیروی ژاندارم می توانست هم مالیه و هم نیروی مسلح کشور را در اختیار امریکا قرار دهد.
شوستر افزون بر فعالیت های پنهانی سیاسی در حالی که دولت و وزرای ایرانی از اهدافش بی خبر نگاه می داشت، درباره ی وام ها، امتیازات راه آهن، خرید اسلحه و غیره مذاکراتی انجام می داد و در نتیجه با سیاست و روش های تحریک آمیزش زیان های بزرگی به ایران وارد آورد.
سرانجام در اثر تظاهرات شدیدی که علیه وی و گروه همراهش – که مسبب اوضاع بد اقتصادی محسوب می شدند – صورت گرفت، قرارداد وی در همان سال لغو شد.
در سال 1921 میلادی برابر با 1301 هجری شمسی، دولت قوام السلطنه یک هیأت مستشاری مالی امریکایی دیگر را برای اداره ی امور مالیه ی کشور استخدام کرد. این هیأت به ریاست دکتر میلسپو(4) وارد تهران شد.
میلسپو نیز همانند شوستر همواره منافع امریکا را در نظر می گرفت و مشاغل حساس مملکتی را به امریکاییان می سپرد. میلسپو که به کمپانی های نفتی امریکا وابسته بود، توانست برای انجام کارش اختیارات تام بگیرد. بدین معنی که کلیه درآمد و هزینه ی دولت، وصول مالیات، تنظیم بودجه دولت، خزانه و .. در اختیار او گذاشته شد.
میلسپو می کوشید تا نفت شمال کشور را برای کمپانی های امریکایی به چنگ آورد و با مداخله در کارهای شرکت نفت انگلیس درصدد بود که به موقعیت انگلیسی ها در ایران آسیب رساند، سرانجام پس از پیدایش اختلاف نظر میان او و رضاخان در سال 1927 میلادی برابر با 1306 شمسی از ایران اخراج شد.
دولت امریکا بدون هیچ قرارداد رسمی و صرفاً با موافقت قوام السطنه در سال 1942 میلادی (1321 هجری شمسی) ارتش خود را به بهانه ی رساندن محمولات جنگی به خاک شوروی سابق وارد ایران کرد و در طول جنگ جهانی دوم موقعیت خود را به گونه ی چشمگیری در ایران استحکام بخشید، به طوری که در سال 1943 میلادی (1322 هجری شمسی) پیمان بازرگانی ایران و امریکا امضا شد که در واقع جای پیمان بازرگانی ایران با آلمان پیش از جنگ جهانی دوم را گرفت.

بدین ترتیب پس از پایان جنگ، حجم بازرگانی ایران با امریکا به دو برابر رسید.
در مارس 1943 میلادی (1322 هجری شمسی) یک هیأت نظامی امریکایی با موافقت دولت قوام به ایران آمد و همچنین بنا به دعوت دولت قوام یک سرهنگ امریکایی به نام شوارتسکف که بعدها سرتیپ شد، برای اداره ی امور ژاندارمری وارد ایران شد. مستشاران امریکایی، در پلیس، وزارت بهداری، اداره خواربار و سایر ادارات دولتی ایران سرگرم کار شدند. جالب توجه است که میلسپو نیز با وجود سابقه ی بد فعالیت هایش، دگرباره پس از تصویب مجلس و تحت همان عنوان قبلی به استخدام دولت ایران درآمد. و اختیارات نامحدودی هم به شرح زیر به وی داده شد:
1- حق تنظیم بودجه ی کشور و نظارت بر اجرای دخل و خرج و تعهدات مالی دولت ایران.
2- حق انتصاب، انفصال، ترفیع و تنزیل ربته ی کلیه ی کارمندان و مستخدمان ادارات دارایی و بودجه کشور.
3- تهیه، نگاهداری و توزیع کالاهای صنعتی و خواربار، امور حمل و نقل، کارخانه ها و کارگاه های دولتی، تعیین کارمزد، نظارت بر بهای کالاها.
بدین ترتیب اقتصاد ایران دربست و به طور کلی زیر نظارت میلسپو قرار گرفت. میلسپو ادارت و تأسیسات تازه ای پدید آورد که جملگی زیر نظر خود او و رهبری امریکایی ها قرار داشتند؛ به طوری که در آوریل 1944، شماره ی امریکاییان هیأت میلسپو به 52 تن رسید.
مستشاران امریکایی 6 الی 7 برابر کارمندان ایرانی همپایه شان حقوق دریافت می کردند. سرانجام فعالیت های آنان باعث درهم ریختگی اوضاع مالی و اقتصادی کشور شد.
در طول دو سال ریاست مالی میلسپو در ایران، روش های اِعمالی او باعث افزایش و رواج گسترده احتکارِ کالاهای مهم و پر مصرف مردم شد. او به هواخواهان خود مقدار زیادی از کالاهای کمیاب را واگذار می کرد تا در بازارِ سیاه به قیمت های گزاف به فروش رسانند.
به منظو رآماده کردن زمینه ی اسارت کامل اقتصادی ایران به دست امریکاییان، میلسپو در عمل، اقتصاد ایران را به ویرانی کشاند و از طرف دیگر کوشید همانند بیست سال قبل (در زمان مأموریت نخست خود) امتیازهای نفتی برای امریکاییان بگیرد و در کارهای سیاسی ایران نیز دخالت کند.
فعالیت های خانه برانداز میلسپو سرانجام باعث خشم و اعتراض همگانی مردم ایران شد و مجلس زیر فشار افکار عمومی در 8 ژانویه 1945 برابر با 19 دی 1323 قانونی مبنی بر سلب اختیارات فوق العاده میلسپو گذراند و سپس دولت تصمیم به برکناری وی و اخراج از ایران گرفت.
دوران سلطه کامل امریکا
به دنبال کودتای 28 مرداد 1332 و متلاشی شدن نهضت ملی ایران به رهبری دکتر محمد مصدق، دست امریکا برای دخالت در کلیه ی امور سیاسی، اقتصادی، نظامی و اجتماعی – فرهنگی ایران باز شد.
در اولین گام استعماری که، امریکا در 6 آبان 1332 با موفقیت برداشت؛ واگذاری کلیه ی اختیارات استخراج، حمل و فروش نفت ایران به کنسرسیوم بین المللی بود. در این میان، شرکت های امریکایی چهل درصد سهام کنسرسیون را تصاحب کردند. از طرف دیگر مجلس شورا در 30 مهر 1344، سند اسارت ایران را با تصویب پیمان نظامی بغداد امضا کرد و به موجب ماده واحده ای، لوایحِ دکتر مصدق را بر خلاف قانون اساسی تشخیص داد و ملغی اعلام کرد.
سقوط رژیم سلطنتی در عراق و حادثه ی کودتای ترکیه که سرنگونی دولت وابسته ی ترکیه را به دنبال داشت، به دولت امریکا بهانه داد که با تصویب دکترین آیزنهاور در کنگره ی امریکا به عنوان مقابله با خطر کمونیسم در منطقه، نفوذ خود را در ایران گسترش دهد.
سرانجام امریکا با عقد قرارداد نظامی با ایران موفق شد این کشور را به صورت پایگاه نظامی خود در آورد.(5)
مفاد این قرارداد که از سال 1337 بین امریکا و ایران، در ترکیه منعقد شد، این بود که در صورت بروز تجاوز مستقیم یا غیرمستقیم، یعنی در صورت وقوع قیام های ملی و اوج جنبش های توده ای، دولت امریکا می تواند نیروهای نظامی خود را وارد ایران کند.

به دنبال این قرارداد نظامی، دولت امریکا با اعزام مستشاران نظامی و اعطای وام های سنگین، ارتش ایران را بازسازی و تقویت نمود؛ تا به قول هوبرت همفری(6) ارتش ایران با دریافت کمک های نظامی امریکا توان مقابله و سرکوبی جنبش های داخلی را داشته باشد.
با استقرار کنسرسیوم و نفوذ سیاسی و نظامی آمریکا در ایران سیل سرمایه گذای خارجی برای غارت منابع اقتصادی کشور به ایران سرازیر شد و در اندک مدتی 220 شرکت آمریکایی، 285 شرکت انگلیسی، 651 شرکت آلمانی، 160 شرکت فرانسوی، 53 شرکت ژاپنی، و 40 شرکت سوئیسی در سراسر ایران سبز شدند؛ و بانک های خارجی یکی پس از دیگری در ایران تأسیس و دولت با تضمین این سرمایه ها خاطر استعمارگران را از ضرر و زیان حاصل از ملی شدن آسوده ساخت.
آمریکا با ترساندن دربار و دولت از خطر کمونیسم، توانست بارسنگین هزینه های تأسیسات و تسلیحات نظامی را به ملت ایران تحمیل کند؛ و امور ارتش و استراتژی نظامی کشور به مستشاران امریکایی سپرده شد و نظام پلیسی در کشور حکمفرما گردید.
رژیم شاه برای حفظ موقعیت خود و سرکوب جنبش های مردمی و قیام ملت، با کمک مستشاران امریکایی دست به تشکیل سازمان مخوف ساواک زد؛ و رییس ساواک که به طو مستقیم از جانب شاه تعیین می شد، برحسب ظاهر معاون نخست وزیر محسوب، اما در حقیقت قدرتی فوق قدرت دولت محسوب می شد.
امریکا به دنبال احساس خطری که ناشی از فساد مالی رژیم و بی کفایتی دولت های چاپلوسی چون دولت حسین علاء و دکتر منوچهر اقبال، و تأثیر منفی جنایت های ساواک بود، طرح اصلاحات ارضی را پیش کشید و شاه را به اجرای آن وادار کرد.
امریکا به پیروی از استراتژی سیاسی حزب دموکرات، از رژیم های وابسته به خود خواست که دست به یک تحول فریبکارانه بزنند، و از اصلاحات اجتماعی و اقتصادی به عنوان وسیله ای برای سرکوب جنبش های ملی استفاده کنند.
در تابستان سال 1339، انتخابات دوره ی بیستم و قانونگذاری انجام گرفت؛ و به منظور اجرای دستور کندی رییس جمهور جدید امریکا(7) مبنی بر برگزاری انتخابات آزاد، نمایشی از رقابت حزبی توسط علم و اقبال روی صحنه آمد.
کاپیتولاسیون جدید
لایحه ی مصونیت مستشاران و اتباع امریکا در ایران، در 13 مهر 1343 در دوران نخست وزیری علم علیه حاکمیت ملت ایران به تصویب رسید. پس از چندی که مجلس تشریفاتی سنا نیز بر مصوبه ی مجلس شورای ملی صحه گذارد، در زمان نخست وزیری حسنعلی منصور در 21 مهر 1343 دوباره در مجلس شورا مورد تصویب ننگین نمایندگان قرار گرفت. این مصوبه که به صورت قانونی، سند اسارت ملت و دولت ایران را به دست امریکا می داد، در حقیقت روح و جان انقلاب شاه و امریکا بود که اینک بر ملا می شد.(8)
در 4 آبان 1343 هجری شمسی، امام خمینی قدس سره با ایراد سخنرانی مهیّج و کوبنده ای رسوایی جدید حکومت را افشا نمود. طی این سخنرانی طوفان زا، نفوذ امریکا را به همه گوشزد و اعلام خطر کرد و گفت:
«… تمام گرفتاری ما از این آمریکاست، تمام گرفتاری ما از این اسرائیل است. اسرائیل هم از آمریکاست…»(9)
امام قدس سره ضمن صدور اعلامیه ای(10) تصویب اصل ذلت بار کاپیتولاسیون را اقرار به مستعمره بودن ایران نامید و رأی ننگین مجلس را مخالف اسلام و قران شمرد. به دنبال این سخنرانی افشاگرانه، حضرت امام قدس سره، توسط ساواک دستگیر و در 13 آبان 1343 به ترکیه تبعید شد و رژیم با این اقدام جسورانه تأیید کرد که تحت نفوذ کامل امریکا می باشد.

با خروج نیروهای انگلستان از خلیج فارس و تشکیل فدارسیون امیرنشین های نه گانه، امریکا ایران را به عنوان ژاندارم منطقه انتخاب کرد و سفیر انگلستان در ایران به وزیر خارجه ی ایران اعلام کرد که حفظ ثبات منطقه در آینده به عهده ی دولت ایران است. از سوی دیگر بالا رفتن درآمد ایران از فروش نفت و خرید های کلان ایران از شرکت های امریکایی و کشورهای وابسته به امریکا سبب شد که سلطه ی شاه در خارج و داخل کشور تضمین شود. اکنون شاه می توانست با زد و بندهای سیاسی، نظامی و اقتصادی با بلوک غرب بویژه امریکا، اسرائیل و انگلستان دست به یک تصفیه ی خونین در داخل کشور بزند.
در زمستان 1355، در انتخابات ریاست جمهوری امریکا، جیمی کارتر کاندیدای دموکرات ها، که عنوان حقوق بشر را برای تبلیغات انتخاباتی خود برگزیده بود رأی آورد. کارتر ناگزیر بود که این سیاست را، در کشورهای وابسته چون ایران به آزمایش بگذارد. به این ترتیب صحنه ی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران چرخش چشمگیری یافت.
کارتر نتیجه گرفته بود که ادامه ی سیاست سلطه جویانه ی امریکا، در کشورهایی که زیر فشار استبداد داخلی و اختناق سیاسی – اقتصادی امریکا به نقطه ی انفجار رسیده است، امکان پذیر نیست و آمارها بر این حقیقت گواهی می داد که عصیان این ملت ها چون آتش زیر خاکستر است و با هر بهانه ای می تواند شعله ور شود و هیأت های حاکمه و کاخ آمال امریکا را در این شورشها به آتش بکشد.
شاه که در گذشته از جمهوری خواهان حمایت کرده و حتی برای پیروزی کاندیدای این حزب سرمایه گذاری کرده بود، با مشاهده ی روند جدید اوضاع داخلی امریکا، به حمایت از حزب پیروز کشیده شد و سیاست فضای باز سیاسی در ایران نخستین گامی بود که برای قربانی کردن ایران، زیر پای رییس جمهور جدید امریکا برداشت.(11) اعلان فضای باز سیاسی در حقیقت لبیکی به خواسته های کارتر بود که با سر و صدای تبلیغاتی بسیار توسط رژیم مطرح شد و به دنبال آن تحولاتی در وضع زندان ها و زندانیان سیاسی رخ داد و تغییراتی ظاهری در این زمینه برای نمایش و ارائه به نمایندگان صلیب سرخ جهانی و عفو بین المللی ایجاد شد و شماری از زندانیان سیاسی آزاد شدند و بخشی از محدودیت ها و فشارها در زمینه ی پخش اعلامیه ها، پیام ها، نوارها، رساله های عملیه و کتاب های علمیِ امام خمینی قدس سره که عمده ترین عامل تعقیب، شکنجه و زندان بود برداشته شد.

شرایط سال 1355 به مثابه آن بود که نفس گرفته ای را تنفس مصنوعی بدهند. بدین ترتیب، کالبد رمق گرفته ی نهضت اسلامیِ امام خمینی قدس سره با کسب نخستین دم آزادی جان تازه ای گرفت و پرخروش تر از گذشته، مبارزه ی فراگیر و نوید بخشی را آغاز کرد. سرانجام سیاست فضای باز سیاسی، نه تنها رژیم شاه را به اهداف سیاسی خود نایل نکرد، بلکه همان طور که دیدیم، مبتکر آن کارتر رییس جمهوری امریکا را نیز از اریکه ی قدرت به زیر کشید.
انقلاب اسلامی علی رغم حمایت های بی دریغ امریکا از شاه با رهبری های داهیانه ی امام خمینی قدس سره و مبارزات پیگیر مردم به پیروزی رسید. در آن زمان با روی کار آمدن دولت موقت ونا بسامانی های اولیه در نظام قضیه بر خورد با آمریکا مدت محدودی مسکوت ماند. تا این که در تاریخ 7 آذر 1358 حضرت امام قدس سره طی یک سخنرانی، خط مشی جدیدی را در مقابل ملت مسلمان ایران گشود. حضرت امام قدس سره در این سخنرانی فرمودند:

«تمام گرفتاری ما از امریکاست»، لذا دانشجویان پیرو خط امام با توجه به شناختی که از سفارت آمریکا – که به جاسوس خانه و مکان فساد علیه نظام جمهوری اسلامی تبدیل شده بود – داشتند، در روز 13 آبان 1358 ضمن حمله به سفارت مذکور این مکان را اشغال کردند و 53 جاسوس امریکایی را که تحت عنوان دیپلمات به جاسوسی می پرداختند به گروگان گرفتند. این عمل قهرمانانه ی دانشجویان، ناقوس رسوایی سردمداران واشنگتن را به صدا در آورد، و موجب فروپاشی اُبّهت ظاهری این کشور در بین ملت های مظلوم شد.
دولت موقت پس از اشغال لانه ی جاسوسی امریکا استعفای خود راتقدیم حضرت امام قدس سره کرد. امام قدس سره این اقدام دانشجویان راعکس العمل ملتی ستمدیده و مظلوم در مقابل استکبار جهانی اعلام کرد.
دانشجویان پیرو خط امام در لانه ی جاسوسی به حقایق و اسناد محرمانه ی بسیاری دست یافتند که نقاب تزویر را از چهره ی بسیاری به زیر کشید. به دنبال این مقابله ی عملی مردم با امریکای جهانخوار، دولت امریکا دست به اقداماتی علیه نظام جمهوری اسلامی زد که قطع رابطه ی سیاسی با ایران در 20 فروردین 1359 و اقدامات دیگری چون حمله ی نافرجام به طبس برای آزاد سازی گروگانها، و کودتای نافرجام نوژه، و جنگ تحمیلی، و حمایت از گروههای مسلح ضد انقلاب داخلی، و تشویق به تجزیه ی ایران اسلامی را می توان برشمرد.
پی نوشتها:
1- در شهر استانبول بین امین الملک فرخ خان غفاری کاشانی سفیر کبیر ایران در فرانسه و کارول اسپنس وزیر مختار امریکا در دربار عثمانی معاهده ای در 8 ماده برای برقراری روابط دوستانه!! بین ایران و امریکا منعقد شد.
2- تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ترجمه ی کیخسرو کشاورزی، انتشارات پویش، صفحه 334.
3- تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ترجمه کیخسرو کشاورزی صفحه 400.
4- MILLSPAUGH, ARTHUR CHESTER (1883-1988)، در فاصله ی سالهای 27-1922 و 45-1943 به عنوان مستشار ارشد امور مالی در استخدام دولت ایران بود.
5- انقلاب اسلامی و ریشه های آن، نشر کتاب سیاسی، آیت الله عباسعلی عمید زنجانی، صفحه ی 403. نقل به مفهوم.
6- هوبرت همفری HUMPHERY, HUBERT سیاستمدار و معاون رییس جمهور امریکا در سالهای 1969-1965.
7- جان فیتز جرالد کندی KENNEDY (1963-1917) سی و پنجمین رییس جمهور ایالات متحده ی امریکا که در سال 1963 در شهر دالاس واقع در ایالت تکزاس آن کشور کشته شد.
8- انقلاب اسلامی و ریشه های آن، آیت الله عباسعلی عمید زنجانی، صفحات 7- 466.
9- صحیفه نور جلد اول چاپ دوم ص 144.
10- پیام به ملت ایران به مناسبت تصویب اصل ذلت بار کاپیتولاسیون، صحیفه نور، چاپ دوم، جلد اول، ص 149.
11- انقلاب اسلامی و ریشه های آن، نشر کتاب سیاسی، آیت الله عباسعلی عمید زنجانی، صفحه 502.

  • milad milad
  • ۰
  • ۰

این متن دومین مطلب آزمایشی من است که به زودی آن را حذف خواهم کرد.

زکات علم، نشر آن است. هر وبلاگ می تواند پایگاهی برای نشر علم و دانش باشد. بهره برداری علمی از وبلاگ ها نقش بسزایی در تولید محتوای مفید فارسی در اینترنت خواهد داشت. انتشار جزوات و متون درسی، یافته های تحقیقی و مقالات علمی از جمله کاربردهای علمی قابل تصور برای ,بلاگ ها است.

همچنین وبلاگ نویسی یکی از موثرترین شیوه های نوین اطلاع رسانی است و در جهان کم نیستند وبلاگ هایی که با رسانه های رسمی خبری رقابت می کنند. در بعد کسب و کار نیز، روز به روز بر تعداد شرکت هایی که اطلاع رسانی محصولات، خدمات و رویدادهای خود را از طریق بلاگ انجام می دهند افزوده می شود.

  • milad milad
  • ۰
  • ۰

این متن اولین مطلب آزمایشی من است که به زودی آن را حذف خواهم کرد.

مرد خردمند هنر پیشه را، عمر دو بایست در این روزگار، تا به یکی تجربه اندوختن، با دگری تجربه بردن به کار!

اگر همه ما تجربیات مفید خود را در اختیار دیگران قرار دهیم همه خواهند توانست با انتخاب ها و تصمیم های درست تر، استفاده بهتری از وقت و عمر خود داشته باشند.

همچنین گاهی هدف از نوشتن ترویج نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده یا ابراز احساسات و عواطف اوست. برخی هم انتشار نظرات خود را فرصتی برای نقد و ارزیابی آن می دانند. البته بدیهی است کسانی که دیدگاه های خود را در قالب هنر بیان می کنند، تاثیر بیشتری بر محیط پیرامون خود می گذارند.

  • milad milad